امید ، هر جا مشغول باشی
چهره تو را از رهسپاری غمگینانه ای
در انزوا و عزلت مخفی می کند
امید ، مرا باور کن
من نخواسته ام باعث آزار و آسیب تو بشوم
تو را وا می دارم تا درک کنی
اگر تو را مایوس کرده ام
امید، به تو اطمینان دارم
که بدون تو امروز هیچ نداشتم
که همیشه فرشته رویاهایم باقی می مانی
اینجا هستم ، حالا می توانی مرا ببینی
تو را به بخشودگی وا می دارم
اگر در واقع در داشتنت شکست خوردم
قصد و نیت خودم نبود
مرا ملالت کن و در عمق رنج هایت به خاک بسپار
اما هرگز مرا ترک نکن
لطفا به من بی اعتنا نباش
چقدر دشوار است کشف پوچی در نگاه خیره تو
جایی که آتشی است ماورا الطبیعه
که کاربردش سوزاندن است
پنهان شده در گوشه ای با دنیای واژگون و در هم
و این همه گناه و تقصیر حماقت من است
اینجا هستم ، حال می توانی ببینی
تو را به بخشش وا می دارم
اگر در واقع تو را شکسته ام
این از روی نیت قلبی نبود
مرا نکوهش کن و در عمق سینه ات به خاک بسپار
اما رهایم نکن
خواهش می کنم به من بی اعتنا نباش .

